حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

493

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

مروان « 1 » ، او را زهر داد تا بدان شهيد شد . و مشهد و تربت او به بقيع است . عدد فرزندان امام حسن بن علىّ بن أبى طالب عليه [ السّلم ] : حسن « 2 » : از ترائب و بطن خوله دختر منصور « 3 » بن ريان بن سيّار « 4 » است ، و فاطمه دختر

--> فوت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله از پرداخت زكات به ابو بكر امتناع ورزيد ، و با لشكريان او جنگيد ، ليكن در ميانهء جنگ تسليم شده ، و همه همراهان خود را به كشتن داد ، و خود به دامادى خليفه درآمد ، و امّ فروة خواهر ابو بكر را ( كه زنى نابينا بود ) به همسرى گرفت ، در جنگهاى فتح ايران شركت داشت ، در دوره خلافت امير المؤمنين از افسران او بود ، و در جنگ صفين شركت كرد ، ليكن به تبانى با سران خوارج ، فتنه بالا بردن قرآن و توقف جنگ و حكميت را به وجود آورد ، دختر او جعده به همسرى امام حسن عليه السلام درآمد . عاقبت در سال 40 هجرى پس از صلح امام حسن عليه السلام در كوفه بمرد ، و بنا بر روايتى نياى او معدى كرب از ايرانيان مهاجر به عراق بوده ، و نام او « خرزاذ » مىباشد . ( نگاه كنيد به : اعلام زركلى : 1 / 332 ) . ( 1 ) . مروان بن الحكم بن أبى العاصى بن اميّة بن عبد شمس بن عبد مناف قرشى اموى ، پدر او حكم يكى از دشمنان پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و از سران منافقين بود ، پيامبر او را از مدينة بيرون راند ، و بعدها عثمان او را بازگرداند ، در روايات از مروان با صفت « الوزغ بن الوزغ » ( - مارمولك فرزند مارمولك ) ياد شده است ، پدر و پسر و خاندانشان ( بنى العاص و بنى مروان ) از دشمنان پيامبر و اهل بيت عليهم السلام بودند ، وى از دستياران نزديك عثمان و معاويه و يزيد بود ، و به تحريك او جنگ جمل به راه افتاد ، و در جنگ صفين بهمراه معاويه بود ، مدت كوتاهى پس از كناره‌گيرى معاوية بن يزيد بن معاويه به خلافت رسيد ، و در سال 65 ه در دمشق به مرض طاعون به هلاكت رسيد ، بعدها فرزند او عبد الملك بن مروان به خلافت رسيد . ( 2 ) . مشهور به حسن مثنى ، مورخين او را به زيبايى و جمال صورت و كرم و اخلاق نيكو وصف كرده‌اند ، و چهره او به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بسيار شبيه بوده است ، و در خانه حضرت زهرا عليها السلام - كه هم‌اكنون درون مسجد النبى صلّى اللّه عليه و إله است - زندگى مىكرد ، او بهمراه عموى خود به كربلا رفت و مجروح گرديد ، و بروايتى ديگر اسير گرديد ، و اسماء بنت خارجة او را شفاعت نموده و آزاد كرد . الارشاد : 2 / ص 25 . ( 3 ) . در « المجدى فى الأنساب : ص 19 » و « كتاب المعقّبين : ص 59 » : نام او ( منظور ) ضبط شده است . ( 4 ) . در اصل : ابن سيّار .